تبليغاتX
ندای سبلان
کانون صنفی معلمان استان اردبیل
 یادی از معلم در بندم، عبدالله مومنی
 
یکشنبه، 8 آذر 1388

امیر رشیدی
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود؟

 

از وقتی که عضو ادوار شدم دوست داشتم با عبدالله از نزدیک صحبت کنم. من با کمیته ی زنان ادوار(سازمان دانش آموختگان ایران) شروع با کار کردم. ایده اولیه من این نبود که عضو یک سازمان سیاسی بشم، بیشتر دوست داشتم که در مکان دیگری و با هدف وصعت دادن به فعالیت های خودم در جنبش زنان ، مطرح کردن و فعالیت برای توصعه گفتمان این جنبش عضو ادوار شدم. برای همین مرتب می خواستم که تو جلسه با عبدالله صحبت کنم تا ببینم بهترین راه که رسیدن به این هدف در چارچوب ادوار چیه.
خلاصه بجز چند دیدار در نشست هایی که به مناسبت های گوناگون کمیته ی زنان ترتیب می داد مو البته اون شبی فیلم سه زن رو ادواری ها اکران خصوصی کردن و طفلی کتک هم خورد، موفق نشدم عبدالله رو ببینم و با هاش صحبت کنم. این فرصت تو ستاد شهروند آزاد دست داد و من که در به در همچین موقعیتی بودم دو دستی چسبیدمش. البته اینبار دیگه بحث سر موضوع زنان نبود، بلکه دلم می خواست از نزدیک با اون کار کنم. ببینم این عبدالله عبدالله که میگن چیه؟ کیه؟

اما من مردی دیدم، نه انسانی دیدم؛ انسانی دیدم بسیار قوی، محکم و استوار. مردی که واقعن نمیدونم چطور باید خصوصیات منحصر به فردش رو شرح بدم.
عبدالله خیلی دقیق و ریز بین هست، چیزهایی رو می دید که معمولن ما نمی دیدم. کاری نبود که بگه انجام میدم و نده. سخت ترین کار ها رو خودش به عهده می گرفت و تردیدی نبود که وقتی کاری و به عهده می گیره انجام میده. کار های که از نظر ما امکان پذیر نبود برای اون ساده و ابتدایی بود.
مشکلی که رخ می داد عملن همه می موندیم تا عبدالله بیاد و حلش کنه. هر کسی که ما نمی تونستیم با هاش کار کنیم اون با هاش کار می کرد. از کسی توقع اضافه نداشت. توانایی آدمها رو به خوبی تشخیص می داد و در حد همون تونایی ها بهشون کار می سپرد. بزرگ ترین ویژگی که من هنوز نفهمیدم چطور به دست آورده این بود که حرفش مورد قبول همه بود. کسی رو حرف عبدالله حرف نمیزد، هنوز نفهمیدم چطوری میشه که بین این همه آدم فعال سیاسی و شناسنامه دار(اون هم از نوع پاکش) که هر کدوم برای خودشون کلی مدعی هستن، یکی باشه که وقتی حرفی میزنه همه سکوت کنن و قبول کن حرفش رو، اون هم نه از روی ترس یا قدرتی که جایگاهش بهش میده.
وقتی وارد دفتر شهروند آزاد شدم ازم خواستن که خودم رو معرفی کنم. وقتی خودم ور معرفی کردم او تو ادامه حرف های من گفت :"و البته عضو کمیته زنان ادوار". اون دقیقن می دونست که من حساسیتم تو چه بحث هایی هست، این چیزی بود که در مورد همه داشت. به خوبی آدم های دور و بر خودش رو می شناخت.
همه اینها و خیلی چیز های دیگه از عبدلله انسانی ساخته که اون رو منحصر به فرد می کرد. امشب دلم هوس صحبت با عبدالله رو کرد.

تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوش خند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی، گرم تر بتاب


به امید آزادی، به امید روزی که دوباره صدای برادر امیر رو بشنوم. میدونم که این روز دور نیست.

|+| نوشته شده توسط مدرس در یکشنبه پانزدهم آذر 1388  |
 گزارش وقایع دوشنبه توسط یک خبرنگار !
 

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388

تحصن در مقابل وزارت آموزش و پرورش

نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی

 

به گزارش تلفنی یکی از حاضران در تجمع اعتراضی امروز در مقابل ساختمان وزارت آموزش وپرورش، تعدادی از معلمان به مدت چند دقیقه در پیاده رو مقابل وزارتخانه تجمع کردند .

جمعیت توسط پلیس حاضر در محل متفرق و به خیابان فرعی سمیه در صد متری وزارت آموزش وپرورش هدایت شدند.ماموران پلیس حاضردر محل از ماموران عادی و فاقد تجهیزات ضد شورش از قبیل سپر و باتوم و کلاه مخصوص بودند.

خشونتی از سوی ماموران اعمال نشد و برخورد آنها با تجمع کنندگان محترمانه بود. اعتراض کنندگان که تعداد آنها بین 15 تا 20 نفر بود بدون سردادن شعار و فعالیت دیگری متفرق شدند.

علی اکبر باغانی برای دقایقی وارد ساختمان وزارتخانه شد. در حالی که برخی از معلمان گمان می کردند برای مذاکره با مسئولان داخل ساختمان شده است ، بعد از حدود 15 دقیقه از ساختمان خارج و اظهار داشت که برای ادای نمازظهر به نماز خانه رفته است.

به جز باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران ، اسماعیل عبدی ، دهقان آزاد و رسول بداغی نیز در میان حاضران دیده می شدند. رسول بداغی مسافتی را در خیابان سمیه توسط ماموران همراهی واز منطقه دور شد.

تجمع امروز به دعوت کانون صنفی معلمان ایران – تهران و دبیرخانه شورای هماهنگی تشکل های صنفی سراسر کشور برگزار شد. در این فراخوان از معلمان تهران و شهرهای اطراف دعوت شده بود که از ساعت 13 تا 15 مقابل ساختمان آموزش وپرورش تجمع کنند.

مطابق این اطلاعیه قرار بود که معلمان در شهرهای دیگر در همین ساعت در مقابل سازمان های و ادارات آموزش وپرورش تجمع کنند.

علی رضا کریمیان در تماس تلفنی درخصوص تجمع امروز گفت: وزیرآموزش وپرورش صبح امروز به مدیران وزارتخانه دستور داد که سالنی جهت اجتماع همکاران آماده و به نحو شایسته ای از آنها پذیرایی شود، بنده نیز با کمال احترام به همکاران خوش آمد گفته و از آنها برای حضور در داخل وزارتخانه دعوت نمودم.

خواسته اصلی معترضان اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری است. کریمیان در این خصوص گفت : علت تاخیر در اجرای قانون ، چانه زنی های وزیر برای اجرای بهتر قانون است به گونه ای است که بیشترین افزایش حقوق را نصیب همکاران کند.

کریمیان افزود : انجام مراحل اداری و صدور احکام و افزاش حقوق در فیش اردیبهشت ماه امکان پذیر نیست. اما به طور قطع در حقوق خرداد ماه اعمال خواهد شد.

جمع امروز یکی از حلقه های سلسله اعتراضاتی بود که توسط کانون تهران اعلام شده بود. پیش از این دعوت به اعتصاب در روزهای 5 تا 8 اردیبهشت با عدم استقبال معلمان رو به رو شد.

روز 12 اردیبهشت ماه هم به مناسبت سالگرد شهادت دکتر خانعلی حدود 50 تن از معلمان در گورستان ابن بابویه گرد آمدند.

نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 18:9

|+| نوشته شده توسط مدرس در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا